تبليغاتX
امام کبیر و انقلاب اسلامی

 

تغيير و تحول نسلها، يكي از مباحث مهم در حوزه جامعه شناسي است در آموزه‌هاي اسلامي نيز به اين مسئله اهتمام زيادي شده است، چنان كه امام علي (ع) مي‌فرمايد : "لاتقسروا اولادكم علي اخلاقكم، فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم" فرزندانتان را به اخلاق (آداب) و خوي‌هاي خودتان منحصر و مقيد مسازيد؛ چه آنها براي زماني جز زمان شما آفريده شده‌اند(1). انقلاب اسلامي .از آغاز شكل‌گيري تاكنون، نسلهاي متعددي را پشت سر گذاشته و در سال هاي اخير، شاهد كاربرد برخي اصطلاحات، نظير "نسل سوم" ، "تفاوت نسلها" و "شكاف يا انقطاع نسل"، در برخي مطبوعات و محافل فرهنگي هستيم، اينكه نسل سوم چيست و از چه ويژگي‌ها و خواسته‌هايي برخوردار است و آيا مسئله شكاف نسلي در جامعه ما واقعيت داشته و براي جلوگيري از بروز آن چه بايد كرد؟ موضوع اصلي نوشته حاضر است كه تلاش شده، با استفاده از نظرات كارشناسان و صاحب نظران، به بررسي آن پرداخته شود. ‏

تعريف نسل:‏

اختلافات فردي و گروهي و نيز توضيح فرهنگ و منابع و رفتار، به اندازه " طبقه اجتماعي" اهميت دارد. منظور از واژه نسل، فاصله ميان تولد والدين و تولد فرزندان است كه معمولا سي سال گرفته مي‌شود ؛ يعني سه نسل درصد سال يا يك قرن"



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط 

مركز اسناد انقلاب اسلامي در راستاي انجام رسالت خود در مطالعه و تدوين تاريخ انقلاب اسلامي، به بررسي و نقد آثار مكتوب درباره انقلاب اسلامي ايران پرداخته است كه تاكنون سومين اثر از اين مجموعه با عنوان "نقد تاريخ‌نگاري انقلاب اسلامي" منتشر شده است. در مجلد سوم، شش كتاب درباره‌ ابعاد مختلف انقلاب اسلامي بررسي و نقد شده است.

مقاله‌ي اول به نقد كتابِ "داستان انقلاب" نوشته‌ محمود طلوعي اختصاص دارد كه توسط روح‌الله سلطانيان نوشته شده است. طلوعي در اين كتاب به‌دليل سابقه سياسي و علقه‌هاي ناسيوناليستي خود، بر نقش عوامل ملي در تحولات ايران تأكيد مي‌كند و نقش نيروهاي مذهبي را كمرنگ جلوه مي‌دهد. وي علاوه بر ناديده‌گرفتن نقش‌ِ مذهب و نيروهاي مذهبي در تحولاتِ اخير ايران، نقش نيرو‌هاي خارجي و مداخلات آنها را نيز كمرنگ جلوه داده، از نقش رهبري قاطع و شجاعانه امام‌خميني(ره) در تحولاتِ منجر به انقلاب اسلامي عمداً ‌يا سهواً غفلت كرده است كه تفصيل موارد مذكور در مقاله آمده است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط 

احمد هوبر روزنامه‏نگار سوئيسي كه از مسلمانان متعهد اروپا و از طرفداران جدي انقلاب اسلامي است در بهمن ماه 68 همزمان با يازدهمين سالگرد انقلاب اسلامي به دعوت هشتمين كنفرانس انديشه اسلامي به ايران آمده بود. وي به دعوت سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي آموزشي در جمع كارشناسان اين سازمان، سخناني تحت عنوان «تاثير انقلاب اسلامي در جهان امروز» ايراد نمود كه به بخشي از آن اشاره مي‌كنيم.
موضوع سخن من «تاثير انقلاب اسلامي در جهان خارج امروز» است. مي‏دانم كه شما گهگاه ممكن است تصور كنيد جهان شما را تحقير كرده و با شما دشمني مي‏كند من به اينجا آمده‏ام تا به شما بگويم كه اين احساس صحيح نيست و شما نه تنها آن اندازه كه مي‏پنداريد منزوي نيستيد بلكه در جهان دوستان زيادي داريد. امروز در اروپا احساس مي‏شود سقوط ديوار برلين با انقلاب و قيامي كه شما يازده سال پيش آغاز كرديد مرتبط است و اين قيام و به‌پاخاستن اسلامي كه از ايران آغاز شد امروز در اروپا محسوس است. در اروپا حدود 12 تا 15 ميليون مسلمان وجود دارد كه صد هزار نفر آنها در سوئيس زندگي مي‏كنند و من در يازده سال اخير در بسياري از كشورها بوده‏ام و تحت تاثير انقلاب اسلامي سه تغيير اساسي را در بين مسلمانان اروپا كه غالبا هم سني هستند، مشاهده كرده‏ام.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط 

«مبارك باد بر ملت عظيم الشأن ايران به ويژه زنان بزرگوار، روز مبارك زن؛ روز شرافتمند عنصر تابناكي كه زيربناي فضيلت هاي انساني و ارزش هاي والاي خليفه الله در جهان است؛ و مبارك تر و پربهاتر، انتخاب بسيار والاي روز بيستم جمادي الثاني است؛ روز پرافتخار ولادت زني كه از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است.»(1)
به مناسبت ميلاد با سعادت فاطمه زهرا(س) و تقارن خجسته آن با سالروز ولادت فرخنده امام خميني(س)، نويسنده در اين نوشتار، شخصيت و منزلت معنوي فاطمه زهرا(س) از منظر سلاله پاك رسول، حضرت روح الله(ره) را تبيين كرده و كوشيده به اختصار نكات معنوي و تربيتي كلام امام راحل(ره) را در اين باره شرح دهد.
¤ ¤ ¤
منزلت بي نهايت
در انديشه نوراني امام خميني(س) تمامي مقاماتي كه براي رسول اكرم(ص) و ائمه هدي(ع) وجود دارد، براي حضرت زهراي اطهر(س) نيز تحقق دارد؛ مقاماتي كه سواي وظايف حكومتي است.(2) «فضايل او همطراز فضايل بي نهايت پيغمبر اكرم(س) و خاندان عصمت و طهارت- عليهم السلام- بود.»(3) از اين رو، امام معتقد است كه هر كسي كه تاكنون زبان به ستايش اين بانوي آسماني گشوده،



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط 

سخنان حضرت امام خميني كه در تاريخ 1/1/62 در جمع مسئولان قوا و دولتمردان و كارگزاران حكومتي ايراد كردند آماده مطالعه مي‌باشد. امام خميني در بخش نخستين رهنمودهاي خويش يكي از موضوعات مهم سياسي را تحت عنوان آفات و خطرات كاخ نشيني مطرح كردند و هشدار دادند كه نبايد خوي كاخ نشيني و عوارض آن همچون اشرافي گري و سرمايه‌داري و زمينخواري در مسئولان نظام در قواي سه گانه نفوذ كند، كه اگر چنين شود بايد فاتحه حكومت و دولت و مجلس را خواند!
هشدارهاي امام خميني كه هميشه صريح و بي‌هراس مطرح مي‌گرد?د و معايب و نواقص را خالصانه و صادقانه مي‌نماياند، با شيطنت‌هاي قدرت‌هاي استكباري و رسانه‌هاي آنان مواجه مي‌شد و از همين رو در آغاز بخش دوم از اين سخنان، با اشاره‌اي از امام درباره اين نوع شيطنت‌ها كه به قصد ناآرام نشان دادن ايران انجام مي‌شد مواجه مي‌شويم و سپس ساير مطالب ضروري به شرح و تبيين در مي‌آيد.
امام خميني، در ادامه سخنانشان با توجه به فضا و عملكرد مسئولين مديريت‌هاي كلان در آن زمان، شكرگزاري به درگاه خدا را كه نظام اسلامي به بيراهه نيفتاده و مسئولان آن در قواي سه گانه به دام و خوي كاخ نشيني گرفتار نيامده اند، لازم مي‌داند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط 

انديشه و جهان بيني سياسي و فلسفي حضرت امام خميني (ره) متمايز از نگرش ديگر انديشمندان و فيلسوفان جهان مي باشد، كه باعث گشته تا ايشان به عنوان رهبري بزرگ و بنيانگذار حكومت ديني در جهان مطرح باشند. امام خميني (ره) به مثابه انديشمندي ديني و زمان شناس، با دريافتي جامع از دين و با نگاهي عقلاني ـ عرفاني نسبت به دين و سياست و با دركي تاريخي از نيازها و تحولات جامعه و الزامات آن، به احياي نگرش اسلام در تمام ابعاد حيات انساني پرداخت. ايشان در كنار ارائه جهان بيني اسلامي، نگرش ديني را با فعاليت سياسي و اجتماعي ادغام نموده و يك مكتب فكري و سياسي جامع را بنيان نهادند. حضرت امام انديشه و عمل ديني را يكي دانسته و دين را با نگرش عقلاني و اصولي مورد تحليل قرار دادند. به همين دلايل، مي توان ايشان را متفكر و انديشمندي جامع الاطراف دانست.
حضرت امام، بعد از گذشت سده ها، آيين اسلام را به صورت الگويي برتر و مكتبي كامل بر اصل توحيد بنيان نهادند و جامعه اي عدالت مدار كه در آن تمامي انسان هاي اعم از مستضعفان و محرومان با ديگر طبقات جامعه، حقوقي يكسان تشكيل دادند كه در آن اصل توحيد بر عدالت محوري تكيه دارد. چنين جامعه اي كه در آن تمامي احكام و اصول اسلامي رعايت مي شود، اجتماع مورد نظر مسلمانان و حاصل تلاش رهبران ديني اسلام در طول تاريخ بوده است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط 

مولودي از سلاله عصمت و طهارت در 20 جمادي الاخر 1320 هـ.ق مصادف با ميلاد دخت گرامي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله، گام به عرصه وجود نهاد.‎
‎نام پدرش آيت الله شهيد سيد مصطفي موسوي و نام مادرش هاجر احمدي بود. وي را روح الله نامگذاري کردند. امام خميني (ره) در پنج ماهگي يتيم شد و بعد از شهادت پدر، تحت سرپرستي مادر، عمه و دايي مهربانش پرورش يافت. امام تحصيلات مقدماتي را در خمين نزد ميرزا محمود شروع کرد و سپس آن را در مکتب ملاابوالقاسم در مدرسه جديد التأسيس احمديه آن ديار ادامه داد. در سن پانزده سالگي، تحصيلات فارسي آن روز را به اتمام رساند و نزد برادر بزرگش مرحوم آيت الله پسنديده، صرف و نحو و منطق را شروع کرد و تا سال 1338 هـ.ق از محضر ايشان بهره کافي برد‏‎ .‎

در سن 19 سالگي هنگامي که چهار سال از وفات مادرش مي گذشت، به واسطه روح تشنه و جستجوگرش راهي حوزه علميه اراک شد که ازحوزه هاي بزرگ ديني به شمار مي رفت و ...‎ ايشان از همان اوان جواني، مبارزات سياسي خويش را عليه ظلم و جور آغاز نمود و چندين بار تبعيد و زنداني شد‎.‎ امام در پيروزي انقلاب اسلامي، نقش بزرگي را در رهبري مردم بر عهده داشت و بالاخره در 12 بهمن 1357 پس از سال ها تبعيد به وطن بازگشت و تا سال 1368، هدايت جامعه را بر عهده داشت و بالاخره در 14 خرداد 1368، دنياي خاکي را وداع گفت و به عرش الهي هجرت نمود‎.‎

رنگين کمان، ولادت حضرت امام خميني (ره) و تقارن آن با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به همه آينده سازان ايران اسلامي تبريک مي گويد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط 

شماره 240 مجله پيام زن با مطالب متنوع منتشر شده است. در بخشي از اين مجله پيرامون پرهيز امام خميني از شهرت طلبي‌ چنين آمده است:
جلوگيري از توزيع رساله
حضرت امام خميني‌(ره) كوچك‌ترين روي خوشي به كساني كه در صدد چاپلوسي يا منت بر مي‌آمدند، نشان نمي‌داد و شديداً از اقدام اطرافيان براي مطرح نمودن و برجسته نمودن چهره ايشان جلوگيري مي‌كرد.
شايد در گذشته وامروز مسئله‌ي پخش و يا نشر رسانه هاي عمليه و احيانا پوستر و عكس در منزل علما حتي از محل وجوهات اسلامي يك كار پسنديده و رايج باشد ولي از آنجايي كه حضرت امام مي‌خواستند حتي شايعه اين مطلب را كه در منزل ايشان براي مرجعيت و رهبري او تلاش مي‌شود، از بعضي دهانها بيرون آورند، اعلان كردند كه: "من راضي نيستم در خانه من كوچك‌ترين قدمي در اين جهت برداشته شود." و شما حتي براي يك نمونه هم سراغ نداريد كه چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن، يك رساله توضيح المسائل يا يك عكس در منزل امام به كسي داده شده باشد. بعضي از دوستان نقل مي‌كردند كه در سالهاي 1341 و 1342 (هـ. ش) بسياري از شهرها و كشورهاي خارج به خصوص پاكستان از ما تقاضاي رساله عمليه مي‌كردند و ما هر چه سعي مي‌كرديم كه رضايت امام را جلب [كنيم] تا اجازه دهند از وجوهات در اين زمينه مصرف شود، اجازه نمي‌دادند. اين سخن حضرت امام است كه در اين باره فرمودند: "خدا گواه من است كه من براي رسيدن به مرجعيت حتي يك قدم برنداشته ام؛ ولي اگر مرجعيت به سراغم آمد، از پذيرفتن آن باكي ندارم!".
از شما انتظار نداشتم
پس از درگذشت مرحوم آيت‌الله بروجردي همه فقها و علماي بزرگ قم جلسه استفتا داشتند؛ ولي حضرت امام چنين جلسه‌اي نداشتند. يك روز خدمت ايشان رسيدم و گفتم: "عده‌اي از فقها و فضلا هستند كه اگر اجازه دهيد من آنان را دعوت كنم كه بعضي از شبها در منزل شما بيايند و مسائل مشكل فقهي را با آنان در ميان بگذاريد تا بحث كنند و ورزيده شوند." البته منظور من همان جلسه استفتا بود؛ اما اسمش را نبردم تا مبادا امام قبول نكنند. پس از خاتمه حرف من، امام به من نگاهي كردند و فرمودند: "آقاي اميني! از شما چنين انتظاري نداشتم! منتظر بودم كه به من بگويي تو ديگر پير شده‌اي و مرگت نزديك شده، به فكر خدا و معاد باش و خودت را اصلاح كن و با نفس اماره ات مبارزه كن."
آري، حضرت امام بيش از هر چيزي مراقب و مواظب نفس خودشان بودند و با تمايلات و هوسهاي نفساني شرك انگيز مبارزه مي‌كردند و در اخلاص مي‌كوشيدند.
پرهيز از شهرت طلبي
حضرت امام خميني در دوراني كه در تركيه بودند، مطالبي به تحرير الوسيله افزودند. كه در ابتدا كتاب وسيله مرحوم سيدحسن بود و امام بر آن حاشيه زده بودند. اما در تركيه حاشيه‏ را در متن برده و يك جا چاپ نمودند. مطالبي به آن افزودند شده بود و يك رساله ارزنده و اعلا چاپ گرديد.
پيش از چاپ و انتشار، يك نسخه از آن را براي من آوردند. من كتاب را نزد امام بردم. پشت جلد اين كتاب از امام تجليل فراواني شده بود. خدمت امام رسيدم. تابستان بود. كتاب را به امام نشان دادم. به محض اين‏كه چشم امام به پشت جلد كتاب افتاد، به اندازه‌اي ناراحت شدند كه كتاب را به گوشه‌اي انداختند و فرمودند: "به من نمي‌گويند! [بدون اجازه من اين كارها را مي‌كنند] بايد اين نوشته از بين برود!" من با ديدن عصبانيت حضرت امام جرئت نكردم حرفي بزنم. بيرون آمدم و به شخصي كه متصدي انجام اين كار بود، گفتم: اين نوشته بايستي از بين برود و هيچ فايده‌اي ندارد...


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط 
ویراستاری: گلیزاده